برای نخستین بار

 
براي نخستين بار
ايران ميزبان مسابقات بين‌المللي كونگ‌فو شد

خبرگزاري فارس: ايران ميزباني مسابقات بين‌المللي كونگ‌فو در هر دو بخش مردان و زنان را براي نخستين بار بر عهده گرفت.


به گزارش باشگاه خبري فارس «توانا»، ايران براي نخستين بار ميزباني مسابقات بين‌المللي كونگ‌فو را در هر دو بخش بانوان و آقايان به عهده گرفت.
قرار است اين رقابت‌ها نيمه دوم سال جاري در سه وزن و در شيراز برگزار شود.
بعد از انجام اقدامات لازم، دعوت‌نامه به كشورهاي مختلف فرستاده مي‌شود تا تيم‌هايي كه قصد شركت دارند، آمادگي خود را اعلام كنند.
شهرياري نايب‌رئيس بخش بانوان فدراسيون كونگ‌فو با تاييد اين خبر تاكيد كرد: هنوز زمان دقيق برگزاري مسابقات مشخص نيست اما به نظر مي‌رسد در مهر ماه ميزبان باشيم.
بانوان ملي‌پوش ايران سال گذشته در مسابقات باشگاه‌هاي جهان كه در باكو برگزار شد توانستند با پنج نشان طلا و چهار نقره عنوان نخست اين مسابقات را از آن خود كنند.

ذن چیست؟

معنای ذن:

ذن یعنی مرز ناشناخته آدمی و نفوذ بر برد افکار انسانی. مفهوم ذن به معنای اندیشیدن، در بحر تفکر غوطه ور شدن، درست نفس کشیدن وفعالیت جسمی تناسب داشتن به منظور کوشش در راه زیستن و به آرامش و روشن بینی رسیدن است. ذن یعنی بازگشت به بهترین حالات فیزیولوژیک انسان چون معتقدیم که (روح و روان) جز فیزیولوژی دستگاه عصبی مرکزی چیز دیگری نمی باشد، بر اساس این نظریه فرد در راه ذن می کوشد که با توسل به اصول ویژه آن به بهترین حالات فیزیولوژیک جسم خود مراجعت کند.

برای انجام هر تکنیک در کونگ فو احتیاج به استقرار ویژه ای داریم که حد اکثر کارایی به آن تکنیک بدهد. بطور کلی در کونگ فو طرز قرار گرفتن (استقرار) یکی از مهمترین عناصر بحساب می آید، وضعیت پاها از ابتدایی ترین اصول کونگ فو توآ است که برای انجام تکنیکها نهایت دقت ولزوم را دارا میباشد. در این مورد باید با استحکام و چالاکی و چابکی تعادل و نرمش کافی داشت.

بدن انسان متکی به رازها و اسراری است که علم با تمام سرعت و پیشرفت به قطره ای از دریای آن دست پیدا نکرده است در طریقت کونگ فو قدرت تن و فکر به ریشه علمی و عملی به کار گرفته شده است که به زودی به درک این دنیای تن دست خواهیم یافت.

درزمانه ما بشر به جوی آبی آلوده می ماند ولی باید برای مرگ زمانه وتضادهای بی اساس که قوت حقایق را ربوده چون اقیانوس باشد تا جویهای آلوده وکثیفی که وارد آن میشود او را نیالایند . . . در معابد کونگ فو توآ راهبر میکوشد تا اندیشه را با بیان روح در همراه روان کند و انسان را پایان ناپذیر، آزاد و سامان دهنده جلوه دهد. جستجوی ما درکونگ فو راهنمایی انسانهاست، نشان دادن عدالت است شناساندن گناه و دروغ به بشر هیجان زده است و بالاخره کونگ فو فریاد عقل است، عقل است که عبور مرز دانایی ها و توانایی هاست. در معابد کونگ فو به نهال انسانی توجه فراوان میشود و چه باغبانی دقیق میگردد زیرا راهبر کودکان امروز را آینده سازان فردا میداند و هرچه کوشش است بر آنان دریغ ندارد. در معابد و دانشکده های تن و روان نونهالان به حقایق فردا پی برده آشنا می شوند تا وظایف و سهم سازنده خویش را در آستانه فعالیت اجتماعی بدانند.

در آماج کونگ فو قدرت آشتی است و انسانهای قدرتمند تجاوز گر نیستند. هر چه تجاوز است و هرچه بیداد گری است در روح ضعیف انسانی است. کونگ فو به تعالیم شدید روح انسان را بخود رسایی میبرد تا هستی بوجود اورد و فریاد زمانه را از طریق اندیشه به روح منتقل کند.

ذن تعاریف زیادی دارد، ولی ذن واقعیتی است که در تعریف و سخن نمی آید:

معانی هرگز اندر حرف ناید....... که بحر بیکران درظرف ناید

ذن بمعنای درست اندیشیدن و در بحر تفکر فرو رفتن به منظورآرامش و روشن بینی رسیدن است.

به درک ذن می نشینیم راز شگفتی های آن را می پوییم بخود می جوئیم  که بفرموده ی حضرت محمد (ص) : یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.

ذن کونگ فو فارغ از رنگ و نیرنگهاست. ذن، آگاه بودن وآگاه کردن است، او سیاه وسفید را نمی شناسد و به تمام نژاد ها احترام می گذارد.

فقط به رنگ خون توجه دارد و همه ی خون ها را پاک می داند و اگر ناپاکی است در اندیشه هاست و ذن ما با آن مبارزه می کند.

هدف ذن کونگ فو آزادی و یگانگی انسانهاست. پیرو ذن کونگ فو از همین لحظه تصمیم بگیریم زمانیکه بر خلاف سمت انسان ها حرکت می کند متوقف کنیم و اینهاست،

هدف ذن ما:

هدف انسانی اندیشه، شناخت خود، شناخت محیط و افراد، درک واقعیت، بیداری و بیدارسازی، درک اهمیت عامل زمان  ایمان به قدرت و یگانگی انسانها، مبارزه با اندیشه های آلوده و استعماری، شناخت نهاد انسانی، تحرک و تلاش و مبارزه تا رسیدن به اهداف انسانی تا آخرین قطره خون.

زندگی خون سرخ می خواهد فخر و اقبال رایگانی نیست.

ذن کونگ فو به انسان می آموزد که ای انسان در شبانه روز به همه چیز فکر می کنی از قبیل: کار، تفریح، خواب و خوراک  و... و از درون خود غافل هستی. وقتی را برای اندیشیدن به خود نداری، باید به خود نیز فکر کنی و بیندیشی. کیستی و از چه هستی و باید خود را بیابی ودر اعمال و رفتارت تفکر کنی و علت آنها را بیابی چون فقط در هنگام اندیشیدن است که انسان پی به ضعفها و کمبود ها می برد و دنبال راه حل و درمان بیماری و ضعفهای خود می رود.

انسانی که می خواهد به خود شناسی برسد وآگاه باشد و آگاه کند باید علت رفتار خود را بیابد و به هزاران چرا و سئوال خود جواب دهد تا خود را بشناسد که حضرت علی (ع) می فرماید: سودمند ترین دانشها خود شناسی است.

گر به خود آئی بخدائی رسی بخودآ

گر به خود آئی بخدائی رسی بخودآ

سروش نهان گویای ما بزرگترین حماسه های زندگانیست و ما را در سفر به درون خود یعنی سفری که در خون سرشت «خود» می کنیم از هر گونه سفارشی بی نیاز می دارد و جای دلهره ای باز نمی گذارد. امروز در میدان کشش نبرد و شایستگی هستیم و باید در نبرد خود یابی از تاریکیهای زمان بگذریم . جهان از آن ماست و فرازمان تاریخی هدف ما دانایی ، توانائی ،هستی داری ، یگانگی ، هم آهنگی، دیدگاه یگانه خود شناسی است بر این آهنگ رهبری خواهانم که اپرای زندگانی ایران زمین یعنی هنر سرای گوهر نمای خانواده (دامن مادر) ، اُپرای فرهنگ که نمود جان و روان نژاد ایرانیست و اُپرای فراگرد. از توانا ترین توانائی نیک برتر آبشخور شود و به بزرگی یعنی منشاء اثر نیک و پا بر جا در زمان رسد تا کودکانیکه با گوهر راستی پا به گیتی می نهند به ما نفرین نکنند و ما را در هستی بیرنگ یعنی اندیشه پاک و گوهر بازتاب «جان و روان» بنام «من» این یگانه سرمایه گیتی و سازنده فرهنگ یعنی نمود هستی انسان و انسانیت جوینده برتر منشی و فرازمندی انسان بدانند و بنگرند. پس ره یافته از سپهرستانهای رهی به درون خود، راز و آئین هم آهنگی و راه و رسم دلیری ، آئین زندگانی ایران زمین را در آئینه تابناک نهاد خود میابیم و میشناسیم و از دل به زبان می آوریم و همراهان را سرشار و راه آیندگان را روشن می سازیم و از این دیدگان، بدان پایه از یگانه بینی به (وحدت وجود) می رسیم.

من آرزوی سازندگی می کنم من خویش را با گرده سخنان دل سنجیده ام امیدوارم کسانی که بدین راه بار میابند و دیدنیها را از یاد نبرند و دریافتنی ها را بیهوده نگذارند. پس گوش کن به سرشتی که بفرمان دل و به زبان دل بازگو می کنم . پیوستگی جهان مهر و زیبائی است. مهر، حالتی است از میدان ربایش زیبائی ها که آفریدگار پیمان، بستگی و گرایش به زیبا ترین زیبائی هاست ،زیبائی پرتوئی است از دادار هستی بخش که انسان را از گناه باز دارد و به سوی برتری های انسانی کشاند. نهان و زیبائی، «گوهر» فروغان فروغی است که« هستی» در میدان ربایش اوست و این «میدان» را مهر یا روشن گر انسان و پرتوان هستی می نامیم . یاد داری سفری بدرون خود کردیم. اگر ما خویشتن بشناسیم و به چگونگی سرشت خود پی ببریم پیوسته چنان مایه و جاهی جستجو می کنیم که خورند گوهرمان است . راه ما با چراغ خرد و توسن پایمردی و نیروی شکیبائی و زاد و توشه پاکدلی و پاکبازی و با چشم حقیقت بین و از روی نشانه های فروزه های انسانی نژاد ایرانی بدون هیچ گمراهی و دربدری است. راه ما نا پیدا نیست و بیش از دو گام هم نیست گامی به سوی خود و گامی در پیش گاه انسانیت. برگی چند از دفتر دل پاک و نهاد تابناک را خواندیم و از ژرف اندیشی مشتی گوهر از بایگانی دل به ارمغان بیرون کشیدیم و به گوش و جان و سر شنیدیم. از راه بینش، هستی را در انسان، و انسان را در هستی دیده تا فروزه ها، آهنگ ها، اندیشه ها، گفتارها، کردارها، زیستن ها، کوشش ها، آگاهیها، خواستن ها، به خود فرو رفتن و اندیشیدن به جهان درون را با معنای انسانیت در خود جای دادیم به راستی سوگند خوردیم، به دوستی سوگند خوردیم به پاکی اندیشه ایم.

ده فرمان کونگ فو

ده فرمان کونگ فو:

ده فرمان کانگ فو در سلسله ی (منیگ) در اوایل قرن شانزدهم توسط (چوئید) به رشته تحریر درآمده است. این فرامین اصول اخلاقی و روحی در کونگ فو را تشکیل میداده است و طی سالیان طولانی این فرامین در دستور کار کونگ فو کاران چین قرار داشته است.

فرمان اول: هنرجو بایستی بدون انقطاع تمرین کند.

فرمان دوم: رزم بایستی فقط برای دفاع از خود به طور مشروح استفاده شود.

فرمان سوم: تمام استادان و بزرگسالان باید مورد ملاحظه و احترام قرار گیرند.

فرمان چهارم: هنر جو بایستی در طول زندگی با هم دوره ای های خود دوست و مهربان باشد.

فرمان پنجم: کونگ فو کار در هنگام مسافرت بایستی از خود نمایی و نشان دادن قدرت خود به مردم عامی خود داری کند به طوری که حتی از مبارزه دوری کند. چون در این صورت.........

فرمان ششم: کونگ فو کار نباید پرخاشگر و اهل منازعه باشد.

فرمان هفتم: از خوردن شراب و گوشت پرهیز کند.

فرمان هشتم: افراط در تمایلات جنسی جایز نیست.

فرمان نهم: کونگ فو کار نبایستی عجولانه به هر کسی فنون خود را بیاموزد زیرا ممکن است باعث اذیت دیگران شود.

فرمان دهم: کونگ فو کار بایستی از نقش تهاجم و حرص و اعمال تهدید آمیز دوری کند.